فخر الدين الرازي

مقدمه 71

منطق الملخص

متحرك حاصل مىشود ، بلكه متحرك همان جسم است ( شرح عيون الحكمة ، ج 1 ، ص 120 ) . بنابراين از نظر فخر رازي حمل مواطات حمل ذات است وحمل اشتقاق حمل صفت است . فهم رازي وجمعى از منطق‌دانان از توضيح بو على چنين است . ديدگاه أبو البركات بغدادي ( 468 - 566 ) كه الملخص از المعتبر وى تأثير فراوان دارد ، نزديك به همين تفسير است : « معنايى كه حمل مىشود ، گاهى به اسمش حمل مىشود وبر خود اطلاق مىگردد ، به گونه‌اى كه گويند : موضوع همان محمول است ، چنانچه گفته مىشود : زيد همان انسان است . چنين حملى ، مواطات نام دارد ؛ زيرا محمول همان صورت موضوع ومعناى آن است وگاهى محمول با لفظي حمل مىشود كه مفاد آن داشتن صفتي در شئ است ونه خود صورت شئ به گونه‌اى كه مىگويند : اين داراى آن است يا اين در آن است ومحمول صورت خود موضوع نيست . همانگونه كه بياض بر زيد حمل مىشود وگفته مىشود : زيد ابيض است يا زيد داراى بياض است يا ناطق است يا داراى نطق است ( المعتبر ، ج 1 ، ص 13 ) . ذكر دو مثال وارائه دو بيان براي هر يك از آن دو براي رفع خطايى است كه در قرن هفتم برخى از منطق‌دانان دچار آن شدند . تفسير فخر همان برداشت أبو البركات بغدادي است . شارحان ومتأخران در خصوص تفسير فخر اختلاف نظر پيدا كردند . كساني چون ابهرى در كشف الحقائق وأبى نصر اسفراينى ( د . 760 ) در شرح نجات بو على ( ص 79 ) همان ديدگاه فخر را پسنديده‌اند وعده‌اى چون ارموى در بيان الحق ( ج 1 ، ص 28 ) وكاتبى قزوينى در المنصص ( ج 1 ، ص 66 ) آن را